حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

جمعه, 7 آذر , 1399 12 ربيع ثاني 1442 Friday, 27 November , 2020 ساعت تعداد کل نوشته ها : 104 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 2 تعداد دیدگاهها : 9×
  • اوقات شرعی

  • دین درمانی

    تاریخچه و سوابق پژوهشی دین درمانی(قسمت دوم)
    30 مهر 1399 - 6:11
    شناسه : 1793
    بازدید 130
    1

    تاریخچه و سوابق پژوهشی دین درمانی(قسمت دوم) (اعتمادی؛ 1384) در قسمت هایی از مقاله «ایمان و معنویت در مشاوره و […]

    ارسال توسط :
    پ
    پ

    تاریخچه و سوابق پژوهشی دین درمانی(قسمت دوم)

    (اعتمادی؛ 1384) در قسمت هایی از مقاله «ایمان و معنویت در مشاوره و روان درمانی» چنین آورده است: “ظهور دوباره کشش و ایمان معنوی و جستجوی درک روشن تری از ایمان و کاربرد آن در زندگی روز مره و سرایت مذهب  به همه جا، تقاضا برای درمانگران جهت آگاهی وحساسیت به مسائل معنوی و مذهبی مراجعان را ایجاد میکند. از سوی دیگر نتایج تحقیقات در مورد رابطه ی ایمان با عملکرد سالم جسمی، عاطفی و اجتماعی ارزیابی مجدد نقش مذهب در بهداشت روانی و کاربرد استراتژی معنوی در فرایند درمان را ایجاب میکند. لذا امروزه باورهای مذهبی و معنوی مراجعین نه تنها ناکارآمد و غیر منطقی تلقی نمی شود بلکه به عنوان منابع قدرتمند برای بهبود و درمان در نظر گرفته می شود. مضافاً بر اینکه در بسیاری از موارد مشکل مراجعان با مسائل مذهبی به هم بافته است و بدون مداخله معنوی درمان کامل نمی شود. هدف از این مقاله معرفی استراتژی معنوی به عنوان یک رویکرد درمانی درفرایند مشاوره است. “[1]

    در ابتدا ضرورت و نیاز درمانگران به استراتژی معنوی و اهداف  درمان معنوی مورد بحث قرار گرفته است. سپس نقش درمانگر معنوی، ماهیت رابطه درمانی و نقش مراجع در فرایند مشاوره معنوی مطرح و در ادامه مقاله به موضوعات اخلاقی در کاربرد استراتژی معنوی برای درمانگران اشاره شده است. سپس انواع مداخلات درمانی در استراتژی معنوی و کاربرد هریک در فرایند درمان مورد بحث قرار گرفته و درپایان نیز رویکرد استراتژی معنوی تحلیل شده و نتیجه گیری و پیشنهادات نهایی برای استفاده درمانگران ارائه گردیده است.

    سیدابوطالبی (1382) در مقاله ای تحت عنوان «ایمنی تن و روان در سایه سار قرآن» چنین آورده است: هدف از ارسال رُسُل و تبیین دین به وسیله ایشان، هدایت انسان ها به سوی خدا و در نتیجه رسیدن به امن و آرامش واقعی است. شاید هر هدف دیگری را نظر افکنیم، به نوعی عَرَضی بر این جوهر باشد. گوهر ادیان معنویت است و معنویت مایه رسیدن به ایمنی واقعی . شیخ محمود شبستری (ره) در مثنوی گلشن راز چنین سروده است:             شریعت پوست، مغز آمد حقیقت                 میان این و آن باشد طریقت.

    هر گاه از چیستی گوهر و صدف ادیان سخنی به میان آید این بیت بسیار راه گشا خواهد بود و حقیقت به تعبیر ما همان معنویت است که مایه آرامش و امنیت می گردد.

    در تعریف انسان کامل گفته اند: جمع کننده مابین دنیا و عقبی و حرکت کننده، در خط تعادل آن دو، به دور از افراط و تفریط و به تعبیری دارنده تعادل جسمی و روانی تعادل وقتی حاصل می گردد که انسان در ایمنی به سر برد، در حالت امنیت بیرونی و درونی، امنیت جسمی و روانی، داشتن بهداشت جسمی و بهداشت روانی، پس کلّیه ی اعمال عبادی، مراحل و مراتب سلوک، همه برای رسیدن به تعادل و در نهایت ایمنی است.

    هر طبع سلیمی، سهل ترین راه وصول به این ایمنی و سلامت را می طلبد و در سراسر زندگی جویای آن است. با تأمل در قرآن که معجزه ی جاوید حضرت ختمی مرتبت، محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم است، بدون شک پاسخ یافت خواهد شد.[2]

    گروه درمانی شناختی هیجانی دینی در کاهش مشکلات روان شناختی (استرس و اضطراب) اثربخشی معناداری داشته است، ولی در کاهش افسردگی اثربخشی معناداری نداشته است. همچنین نتایج نشان می‌دهد بین دو گروه کنترل و آزمایش تفاوت معناداری در کاهش مشکلات روان شناختی وجود دارد. (خلیلی، رجایی وتیموری، 1393)[3]

    گروه درمانی معنوی مذهبی با تأکید بر آموزه های اسلام، تأثیر معناداری در کاهش اضطراب صفت و حالت دانشجویان دارد و از ظرفیت های معنوی ‌مذهبی افراد می توان در پیشگیری و درمان  ناهنجاری های رفتاری ‌شناختی استفاده کرد.(کوپانی و تقوی، 1396)[4]

    امروزه اعتقادات و سبک های مقابله ی مذهبی عامل مهم ایجاد آرامش روانی و سازگاری فردی در بیماران مبتلا به بیماری های مزمن محسوب می شود روش های کنونی کنترل درد مزمن نشانگان فیبرومیالژیا برای بیشتر مبتلایان رضایت بخش نیست. ازآنجاکه دارودرمانی برای درمان بیشتر بیماران به اندازه ی کافی مفید نیست، پژوهش بلورساز مشهدی، آقائی، محمد خانی، مهدوی (1396)با هدف بررسی اثربخشی آموزش راهبردهای مقابله یی مبتنی بر تعالیم اسلامی بر شاخصهای درد مزمن و کیفیت زندگی زنان مبتلا به فیبرومیالژیا انجام شده است.

    یافته های پژوهش نشان می دهد که بین گروههای آزمایش و گواه در کاهش شدت درد و افزایش پذیرش درد مزمن تفاوت معنی داری وجود دارد. علاوه براین، در نمره ی کل کیفیت زندگی و زیرمقیاسهای روانشناختی، جسمانی، اجتماعی و محیطی نیز تفاوت معنی دار است. بر اساس نتایج پژوهش، آموزش راهبردهای مقابله یی مبتنی بر تعالیم اسلامی و تأثیر آن بر شاخصهای درد مزمن و کیفیت زندگی مبتلایان به فیبرومیالژیا در پیوند با مراقبت پزشکی استاندارد، اثر سودمندی بر سلامتی وکاهش شدت اختلالات بالینی دارد.[5]

    رویکرد گروه‌درمانی معنوی بر افزایش میزان تاب آوری دانش‌آموزان مؤثر می باشد.[6]

    تمسک به قرآن و دین باروری به زندگی انسانها معنا میدهد و این موجب آرامش بخشی از حوادث و رویدادها در جهان هستی است، که از این طریق به انسان آرامش روانی دست می دهد. قرآن روشهای چندی در روان درمانی پیش گرفته است که مهم ترین آنها ایجاد تعدیل یا تغییر در شخصیت و رفتار است. هدف اساسی روان درمانی را تغییر نوع تفکرات بیماران روانی درباره خود، هستی، مردم و زندگی، مشکلات و اهداف زندگی دانسته اند. در مقاله محمدی، بهادری جهرمی (1395) با عنوان تاثیر آموزهای اسلام بر سلامت اجتماعی افراد به بررسی نظریات اسلام و قران و مبحث روان شناسی می پردازد.[7]

    درمان با رویکرد چندوجهی اسلامی به شیوه گروهی می تواند در کاهش افسردگی و افزایش عزت‌نفس دانشجویان مؤثر باشد.[8]

    یافته های پژوهشی کاویانی، نجمه و عنایتی (1392) نشان دادند که بین گروه آزمایش و کنترل پس از اجرای روان درمانی شناختی رفتاری مذهب محور تفاوت معناداری وجود داشت همچنین میزان نگرش های ناکارآمد در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به طور معناداری کاهش یافته و میزان تاب آوری نیز افزایش یافته بود.[9]

    دادفر(1383) در مقاله بررسی نقش دین در بهداشت روانی و فرآیندهای روان‌درمانی چنین آورده است:

    به هستی یزدان گواهی دهیم                روان را به دین آشنایی دهیم

    هنگامی که انسان دردمند و تنها، نااُمید از کمک دیگران در کاهش دردهای جسمی و روانی خود راهی به جایی نمی یابد، هنگامی که امید بهبودی از بیمار مبتلا به اختلال روانی یا جسمانی با سَیری مزمن و پیش رونده سلب می شود و درمان های کلاسیک کمکی به او نمی کنند، تنها راهی که برای نجات از اضطراب، افسردگی و دردهای جان کاه او باقی می ماند یاری جستن از ایمان و باور دینی است(کالابرس، 1987). باور به قدرت خداوند و نیایش او و سر نهادن به خواست و اراده الهی، در تسکین دردها به انسان توتن تحمل می دهد. در این حال است که نیازهای روحی تأمین می شوند، سرمایه های اخلاقی تبلور می یابند و انسان توان آن را می یابد که از جسم خود دور گردد و درد را حس نکند، یا آن چنان آرامش یابد که تنش را تجربه ننماید(گالانتر، 1982).

    رفتارهایی از قبیل، توکل به خداوند، صبر، دعا، زیارت و غیره می توانند از طریق ایجاد اُمید به نگرش های مثبت باعث آرامش درونی فرد شوند. باور به اینکه خدایی هست که موقعیّت ها را کنترل می کند و مسئول عبادت کننده هاست، تا حد زیادی اضطراب مرتبط با موقعیّت را کاهش می دهد، به طوری که اغلب افراد مؤمن، ارتباط خود را با خداوند را مانند ارتباط با یک دوست بسیار صمیمی توصیف می کنند و معتقدند که می توان از طریق اتکاء و توسل به خداوند، اثر موقعیّت های غیر قابل کنترل را به طریقی کنترل کرد(کرال و شیهان، 1989).

    افراد متدین به هر نسبت که ایمان قوی و محکم داشته باشند از بیماری های روانی مصون تر هستند. از جمله آثار ایمان دینی آرامش خاطر است. ایمان دینی به حکم اینکه به انسان که یک طرف معامله است نسبت به هیجان که طرف دیگر معامله است، اعتماد و اطمینان می بخشد، دلهره و نگرانی نسبت به رفتار جهان را در برابر انسان از میان می برد و به جای آن به او آرامش خاطر می دهد(مطهری، 1375).

    به عقیده بوالهری (1376) دین، روان شناسی و روان پزشکی از بدو ظهور و گسترش فعالیت های خود، اهداف مشترکی چون اصلاح احساسات، تفکرات و رفتارهای فردی و گروهی داشته اند.

    از نظر داودیان (1376) ایمان، معتقدات مذهبی، دستورات دینی، مراسم و آئین های مذهبی همه عواملی هستند که می توانند در امر درمان و پیش گیری از اختلالات روانی به نحو موثری به کار برده شوند به شرط آن که، روش بکارگیری آنها آموخته شود و موارد استفاده از آنها شناخته شود، مخصوصا این که افراد، چه سالم و چه بیمار، و چه درمانگر و درمان شنونده، از لحاظ درجه ایمان و میزان دین داری تفاوت های فاحشی با یکدیگر دارند. برخوردآنها با مسایل دینی متفاوت است و انتظارات آنان از دین یکسان نیست. از آنجا که در بسیاری از رویکردهای مشاوره به ویژه رویکردهای انسان گرایانه توجه به خواسته ها، ارزش ها، تمایلات و اعتقادات مراجع مورد تأکید می باشد، در استفاده از رویکرد درمانی در جامعه اسلامی نگرش اسلام به انسان، آفرینش هدفمند وی که در جهان بینی مسلمانان و نگرش آنان به زندگی نمودار می گردد، در درمان بسیاری از اختلالات نوروتیک نظیر اضطراب، افسردگی و وسواس می بایست مورد توجه قرار گیرند. به استناد این مطلب که استفاده از نگرش، آموزش ها، آداب و عبادات دینی در قالب رویکردهای شناخت درمانی و رفتار درمانی نتایج مطلوب تر درمانی را در درمان افراد معتقد به دین در بردارد، بدیهی است به عنوان یک اصل در هر برنامه ریزی درمانی علاوه بر ارزیابی آسیب شناختی، دیدگاه ها، ارزش ها و اعتقادات فرد مراجع درکنار ویژگی های جمعیت شناختی و سایر اطلاعاتی که در یک مصاحبه تشخیصی گردآوری می گردد، می بایستی مورد توجه و ارزیابی قرار داده شود تا به عنوان خزانه فکری مراجعه کننده در فرایند درمان مورد بهره برداری قرار گیرد. امر خطیری که متقدمین علم روان شناسی بدان توجه زیادی نشان می دادند و پس از یک دوره انکار این وجه مهم انسانی توسط درمان گران، اخیرا نیز توسط بسیاری از نویسندگان مورد تاکید قرار گرفته و برای چاپ تجدید نظر شده DSM نیز توصیه شده است (بیان زاده1376).

    روان درمانی دینی رویکردی نوین در درمان بیماری های روانی و اختلالات عاطفی است که به تحقیق می توان ریشه آن را در کارهای یونگ پیدا کرد. دین و سلامت روان هردو به منزله یک سیستم با عوامل بی شماری در ارتباط هستند. آن طور که واندرزان (1993) می گوید در گذشته های دور و حتی در حال حاضر در بعضی از نقاط، مسولیت درمان بیماران با افرادی است که با نیروی مافوق طبیعی کار می کنند(رمضانی، نوبای نژاد و بوالهریف1376).

    استفاده از روش های دینی در درمان بیماری های روانی در دو دهه اخیر مورد توجه و بررسی پژوهشگران و روان درمان گران قرار گرفته است و گزارش های چندی در خصوص اثر بخشی این روش انتشار یافته است(اظهر، وارمه و داراپ، 1994، اظهر و وارمه، 1995، پریستر،2001). براساس یافته های اکثر پژوهش ها به نظر می رسد که بیماران دارای مشکلات روان شناختی با توجه به داشتن زمینه های دینی، از روان درمانی هایی که محتوای دینی نیز دارد، بیشتر بهره خواهند گرفت. به عبارتی، به نظر می رسد که اضافه کردن یک برنامه بر پایه قواعد دینی در بهبود علایم بیماری نقش موثری داشته باشد(بیان زاده، 1376،دادفر،1376).

    اعتقادات و اعمال دینی، نیاز انسان در جهان هستی است. نیاز به فهمیدن مبدا وجود، هدف زندگی و نقش انسان در زندگی، نحوه ارتباط انسان بادیگران و پاسخ به جهان هستی از جمله این نیازهای دینی است. این نیاز شر در تمام دوران و در تمام جوامع مطرح بوده است (ساچمن و ماتیوز،1988).

    نقش دین در رابطه با بهداشت و شفا از قرون بسیار دور شناخته شده بود. در طول هزاران سال، دین و پزشکی در مداوا و کاهش رنج های انسان شریک یک دیگر بوده اند(همان منبع). اما نقش دین در مورد اساس وجود ی انسان و شفای انسان موضوع پژوهش های چندانی قرار نگرفته است (لارسون و همکاران،1986). شاید فقدان بررسی های دقیق علمی ناشی از اثرات باقیمانده انقلاب علمی رنسانس باشد. رشد و اوج گیری موفقعیت های علمی در این دوران تنش جدیدی ایجاد نموده و نهایتا پزشکی و دین را جدا نمود و بدین امر منجر گردیید که دین به مراقبت از روح وپزشکی به مراقبت از بدن و سپس روان محدود گردید. به این ترتیب مذهب فقط و فقط به ایمان محدود گردیدکه بنا به ماهپتش قابل تصدیق و اثبات نیود و از این رو پژوهش های غیر علمی و پژوهش هایی که متکی بر داده ها نبود، اجرا گردید. در نتیجه بررسی های علمی اندکی در مورد تاثیر دین بر سلامتی صورت گرفت. این در حالی است که دین هم  چنان عامل اصلی در زندگی  بسیاری از انسان هاست و اعمال مذهبی به طور رایجی در جمعیت عادی وجود دارد. با وجود آمارهای چشم گیر در مورد تاثیر دین بر زندگی مردم، پژوهش گران به اثر این متغیر در بهداشت وسلامت جسمانی و روانی غفلت کرده اند و فقط در سال های اخیر است که باور و اعتقادات دینی مورد پژوهش علمی قرار گرفته اند(همان منبع).

    امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تفکر و اندیشه در باب تاثیر گذاری تقیدات دینی بر تمامی امور انسانی به ویژه مسایل عاطفی و روحی هستیم. امروز بسیاری از اندیشمندان و صاحب نظران بر این باورند که مذهب تاثیر انکارناپذیری بر سلامت روح و جسم ، روان و سایر امور…..کامل ترین فرامین است، به ترتیبی که طبق بندی رفتار از نظر اسلام متاثر از مفاهیم بهنجاری اعتقادی حاصل نشود،سلامت روانی هم حاصل نمی شود. باید گفت که این دوصفت به طور اجمالی رفتار اسلامی فرد مقید و پایبند را نشان می دهند، یعنی رفتار سالم و بهنجار را در تمای معانی آن (مطهری،1375).

    بسیاری از فرهنگ ها افزون بر درمان های پزشکی کلاسیک، روشهای سازمان یافته ای برای مقابله با بیماری های بدنی و روانی در خود دارند. در این راستا همواره ایمان و اعتقاد دینی دارای اهمیت بوده و درمان مبتنی بر ایمان به خداوند به عنوان نیروی مافوق طبیعت، سابقه ای دیرینه در بین پیروان ادیان گوناگون داشته است(نس و وینتروب،1981) . گرچه امروزه درمان بیماری های بدنی و روانی در پزشکی مبتنی بر استفاده از روش های مرسوم پزشکی، فیزیکی و شیوه های متداول روان درمانی است و بیشترین تاکید در این روش ها در کتب آموزشی مشاهده می شود، بررسی ها ی بین فرهنگی که توسط روان پزشکان، روان شناسان، و متخصصین مردم شناسی انجام شده نشان می دهد که رابطه ایمان و اعتقاد دینی با بهبودی نه تنها در جوامع شرقی بلکه در پیراوان ادیان سراسر جهان موضوعی ثابت شده است . بنابراین، استفاده از این دارد(فاوازا،1982).

    باید به یاد داشت که بروز بیماری صرفا تحت تاثیر عوامل فیزیکی و زیستی نبوده و جسم و روان هردو در بروز بیماری موثرند.تردیدی نیست که پزشکی  نوین پیش رفت های زیادی نموده و سیرشتابانی نیز در دست یابی به دقبق ترین روشها برای درمان بیماران دارد. تکنولوژی جدید پزشکی با پیچیده ترین ابزارها به کمک پزشکان آمده و آخرین روش های تشخیصی جراحی و طبی از یک سو، و شیوه های دقیق روان درمانی منتنی بر تازه ترین یافته های روان شناختی از سوی دیگر برای درمان و کاستن دردهای جسمی – روانی انسان به کار گرفته می شود، با این حال انسان دردمند در چنگال بسیاری از بیماری ها اسیر مانده و این پیشرفت ها گره گشای مشکلات نمی گردد. از آن جا که بینش و ارتقا انسان به دین و ایمان به اصول الهی در بهبود سیر بیماری، کاستن از درد و رنج و افزایش تحمل عوارض بیماری نقش تعیین کننده دارد، به کار گیری این نیروهای بالقوه و ارزش مند، دارای اهمیت است.

    بهترین شیوه برای بررسی تقش دین در سلامت روان و فرآیندهای روان درمانی این است که کنش دین را از لحاظ روان شناختی به چند جنبه تقسیم نماییم. آن گاه در هر جنبه به بررسی شواهد پژوهشی موجود بپردازیم تا نتیجه گیری آسان شود. می توان شواهد پژوهشی و تجربی نقش دین از لحاظ روان شناختی را در شش محور زیر طبقه بندی کرد:

    1- دین و بهداشت روانی ؛

    2- دین و مقابله با فشار روانی؛

    3- مقابله های دینی و سلامت روان؛

    4- دیدگاه افراد دینی در مورد جهان؛

    5- چگونگی پاسخ افراد متدین به مداخله های روان درمانی و مشاوره ای؛

    6- فنون دینی مورد استفاده در روان درمانی؛

    1- دین و بهداشت روانی

    همان طور که قبلا ذکر گردید الیس( 1981) معتقد بود که دین با غیر منطقی بودن در ارتباط است . این  اعتقاد الیس، برخی از اندیشمندان را بر آن داشت تا به کنکاش در مورد درستی یا نادرستی این فرضیه بپردازند. برگین، رینولدز و سالیوان ( 1991) با فرا تحلیل،24 مقاله پژوهشی، به بررسی رابطه بین دین و بهداشت روانی پرداختند و نتیجه گرفتند که پژوهش های انجام شده در این مورد به طور کلی نشان داه اند که مذهب تاثیر منفی بر بهداشت روانی ندارد.

    در مجموع، رابطه بین دین و بهداشت روانی مثبت است. با این وجود، افرادی که دارای دین درونی هستند؛ یعنی معتقدند که دین در ذات آنها ریشه دارد، درمقایسه با افرادی که دین بیرونی دارند ؛ یعنی دین را وسیله ای برای دست یابی به چیز دیگری می دانند، بهداشت روانی مثبت تری دارند، افراد دارای مذهب درونی، سلامت روان بالاتری دارند و افراد دارای دین بیرونی احتمالا پی آمدهای منفی تری را تجربه می کنند(دونا هو،1985) .لیکن آنچه در این پژوهش ها مبهم است عدم صراحت در تعریف بهداشت روانی است.پژوهش ها در ابتدا، بهداشت روانی را یا به صورت فقدان مشکلات روان شناختی و یا به صورت وجود رفتار جامعه گرایانه ( یا هر دو) در نظر می گرفتند. یافته عمده چین پژوهش هایی این است که مفهوم بهداشت روانی مقوله ای پیچیده بوده و ارتباط آن با دین به تعریف بهداشت روانی یا دین هردو بستگی دارد. برگین، بهداشت روانی مثبت را با جایگاه مهار درونی، صفات انگیزشی ذاتی،جامعه گرایی ،احساس بهزیستی، مسولیت، کنترل خویشتن، توانایی تحمل ، میل به نظر می رسد که این ویژگی ها ی بهداشت روانی مثبت مورد توافق اغلب متخصصان بهداشت روانی است ( جنسن و برگین، 1988) .برگین(19919) به این نتیجه رسیده است که دین گرایی درون زاد با ویژگی های فوق در ارتباط است. به همین دلیل نیز تجربه افرادی دارای دین درونی و بیرونی از رویدادهای زندگی متفاوت است. طبیعی است که افراد دارای دین درونی سعی دارند رویدادها را به شکل مثبت تر و به شکل آزمایشهای الهی در نطر بگیرند و در نتیجه آنهارا فرصتی برای رشد و پیش رفت به شمارآورند. این افراد به دلیل قابلیت هایی که دارند سعی می کنند تا از الگوهای شخصیتی مشابه به سخت کوشی روان شناختی برای مبارزه با بحران های زندگی استفاده کنند.

    می دانیم که سخت کوشی روانشناختی دارای سه مولفه مشارکت، کنترل و مبارزه است. همین دلیل نیز با توجه به ویژگی های سخت کوشی روانشناختی و صفات مطرح شده فوق در خصوص افراد دارای دین درونی، این افراد توانایی بهتری برای مقابله  با فشار روانی و رویدادهای زندگی دارند.

    رضایی و همکاران(1392) در پژوهش تأثیر آموزش سبک زندگی اسلام محور با تأکید بر نظام خانواده بر صمیمیت زوجین اراک[10] انجام شد نتایج نشان داد که بین نمره اختلافی کلی صمیمیت و ابعاد صمیمیت(عاطفی، جسمی، تفریحی-اجتماعی، ارتباطی، معنوی، روانشناختی، جنسی و صمیمیت کلی) در گروه آزمون نسبت به گروه کنترل وجود دارد. لذا آنان پیشنهاد می کنند با توجه به اثر بخشی این رویکرد از این روش در مراکز مشاوره خانواده و ازدواج استفاده شود.

    شهابی و همکاران در پژوهش تأثیر معنادرمانی بر کنترل عواطف بیماران مبتلا به سرطان[11] نشان دادند که معنا درماني گروهي بر جهت گيري خوشبينانه در زندگي و كنترل عواطف بيماران سرطاني تاثير مثبت و معني داري دارد. مسئولين بهداشتي، درماني و بهزيستي كشور سعي كنند از طريق صدا و سيما اهميت معنا دادن به زندگي بيماران را در كاهش اختلالات روانشناختي و به طبع آن بهبود بيماران سرطاني را براي شهروندان با استفاده از مشاورين و روانشناسان مطرح تبيين كنند.

    خلیلی صدرآباد و همکاران (1396) در پژوهش خود[12] نشان دادند كه آموزش برنامه ايمن سازي تربيتي–اجتماعي مبتني بر آموزه هاي اسلامي ميتواند رفتارهاي پرخطر نوجوانان را كاهش دهد. و از آموزش این  برنامه ميتوان به عنوان يك مداخله در جهت كاهش رفتارهاي پرخطر دانش آموزان استفاده نمود.

    تلفیق دین و روان‌شناسی در درمان؛ مسائل و توصیه‌ها

    Geraldine A. M iller در مقاله ای تحت عنوان «تلفیق دین و روان‌شناسی در درمان؛ مسائل و توصیه‌ها»[13] دو چارچوب مذهبی ارائه می دهد که روانشناسان جهت کاهش تعارضات و بهسازی درمان با توجه به موضوعات دینی، می توانند از آنها بهره بگیرند. او در مقدمه این مقاله چنین می نویسد: “فرهنگ آمریکا به طور کلی، گرایش فزاینده ای به دین از خود نشان داده است. وُرتینگتون برای نشان دادن این گرایش فزاینده، به تفسیر چند عامل پرداخته است که عبارتند از: افزایش ارتباط با دین های شرقی، تلفیق فزاینده ی دین و سیاست و موضوعات اخلاقی و دینیمورد بحث در جامعه (Worthington, 1989 ). برجین نیز گرایش فزاینده به دین در درون قلمرو روان شناسی را مورد تأیید قرار داده است. وی همچنین ادغام چشم اندازهای دینی در روان شناسی را به منزله ی انقلابی توصیف نموده است که راه های جدیدی در نگرش ما نسبت به رفتار انسان و تغییرات آن می گشاید(bergin, 1989). وُرتینگتون پنج دلیل برای(ضرورت) توجه روان شناسان مشاوره به دینداری بیان کرده است: درصد بالایی از آمریکایی ها خود را مذهبی می دانند، بحران های عاطفی غالباً به طریقی به دین مربوط می شوند، مراجعان مردد هستند که از دین سخن بگویند، درمانگران به اندازه مراجعانشان مذهبی نیستند، و درمانگران ممکن است به اندازه مراجعانشان در مورد دین اطلاعات نداشته باشند(Worthington,1989).

    تلفیق دین و روان شناسی برای ما متخصصان بالینی، در سطح عملی و نظری اهمیت دارد. در سطح عملی، مراجعان ما اغلب به معنای زندگی و فعالیت هایشان علاقه مند هستند و از نظر برخی از مراجعان، معنای زندگی و اعمالشان در چارچوب دینی قرار دارد. از لحاظ نظری؛ هم روان شناسی و هم دین با زندگی افراد سر و کار دارند و هردو بر این باورند که می توانند تأثیر شفابخشی در زندگی مردم داشته باشند. دانکن گزارش کرده است که منابع دینی می توانند در بحران ها به مراجعان نیرویی ببخشند که آنان نمی توانند از راه دیگری به دست آورند. دانکن همچنین بیان می کند که منابع مذهبی ممکن است آنها را در تحقق بخشیدن به هدفشان در زندگی یاری کند(Duncan, 1981).

    از آنجا که قلمرو درمان هم با دین هم با روان شناسی رابطه دارد، و این هردو حوزه ابزارهایی را ارائه می کنند که درمانگر می تواند مورد استفاده قرار دهد، تحقیق در مورد تلفیق این دو حوزه در درمان اهمیت پیدا می کند. برجین اظهار می دارد که مشاوران برای اینکه تا آنجا که می توانند تأثیرگذار باشند، باید به سیستم اعتقاد مذهبی مراجع توجه داشته باشند(bergin, 1980).

    درمانگر برای بررسی حرفه ای علایق معنوی یا مذهبی مراجع، لازم است به باورهای مذهبی خود آگاهی داشته باشد.

    درمانگران با آگاهی یافتن از چارچوب های مذهبی و کنترل های ثانوی مذهبی خود و مراجعشان، می توانند اثربخشی درمان را افزایش دهند. این آگاهی می تواند نوع تعارض مذهبی پیش آمده در شرایط درمان را پیش بینی کند و آن را کاهش دهد.

    همچنین ضروری است درمانگران، محدودیت های شخصی خود را در کارشناسی مسائل دینی بشناسد. هنگامی که محدودیت ها شناخته شد، درمانگران می توانند از منابع اجتماعی در کار کردن با مراجعان بهره بگیرند (Shiedler, 1983).

    درمانگر با آگاه شدن از سوگیری خود نسبت به دین و سلامت روانی، بهتر می تواند به مراجع خدمت نماید، و این سوگیری ها کمتر احتمال خواهد داشت که فرایند درمان را مختل نماید. وقتی درمانگر نمی تواند یا نمی خواهد سخن گفتن با زبان دینی مراجعانش را بیاموزد، یا ناهمگونی اجتناب ناپذیری بین چارچوب های مذهبی مراجع و درمانگر وجود دارد، ارجاع به درمانگران دیگر، یا رهبران مذهبی کار مناسبی است. تعیین زمان و نوع ارجاع مذهبی شبیه دیگر انواع ارجاعاتی است که درمانگران انجام می دهند. این ارجاع بستگی به تجربه ی درمانگری دارد و در حوزه علایق دینی می تواند مفید باشد.

    خلاصه

    روان شناسی مسئولیت بررسی هرچه دقیق تر قلمرو دین از نظر روان درمانگری را بر عهده دارد. لازم است گفت وگوهایی همه جانبه، طولانی و پرمعنا میان رهبران و روان شناسان انجام شود. کارگاه ها و همایش هایی که رهبران هردو حیطه در آن حضور داشته باشند، می تواند راه حل هایی ابتکاری  برای مشکلات فرایند تلفیق به دست دهد. تعامل رهبران هردو حوزه می تواند دیدگاه های کلیشه ای و سوگیرانه را کاهش دهد. درمانگران می توانند این گفتگوها را به صورت فردی با رهبران مذهبی در مجامع شان آغاز کنند. روابط همیارانه بین رهبران مذهبی و متخصصان سلامت روانی می تواند فرایند ارجاع بیماران را تسهیل کند و سلامتی درونی مراجعان را ارتقا دهد. در آموزش روان شناسان باید بررسی سوگیری ها و باورهای مذهبی دانشجویان گنجانده شود. این بررسی درونی درمانگران آینده، باید پس از دوره ی آموزش نیز ادامه یابد. درمانگران می توانند با قرار دادن خود و مراجعانشان در چار چوب هایی که حیطه های تعارض بالقوه را نشان می دهد، این کار را انجام دهند. همان گونه که میدو اظهار داشته است، «اکنون زمان به وجود آمدن روان شناسی آگاه از معنویت فرا رسیده است.» (Meadow, 1986 ص59)

    چارچوب های مذهبی بتسون و ونتیز(1982): نمونه های کاربردی از تعارض

    چارچوب های مذهبی درمانگر مراجع نتیجه
    محور جست وجو بالا پایین دراین وضعیت مراجع دیدگاه های مذهبی افراطی دارد که درمانگر آنها را تنفر برانگیز و ناکام کننده می یابد. از دیدگاه درمانگر، باورهای مذهبی مراجع باعث تداوم مشکلات روانی شده است. اما احساس مراجع این است که درمانگر دارد تلاش می کند دیدگاه هایش را بر وی تحمیل نماید و او را از باورهای مذهبی اش دور نماید.

    نمونه ای از این موقعیت، زن مذهبی بسیار متدینی است که شوهرش او را کتک می زند، او مانع کتک زدن شوهرش نمی شود، چون عقیده دارد شوهرش از نظر خداوند سرپرست خانواده است. درمانگر در تلاش برای جلوگیری از ادامه ضرب وشتم ها، مراجع را ترغیب می کند که دیدگاه هایش در مورد دین را تغییر دهد. مراجع ممکن است این ترغیب را به عنوان حمله به باورهای مذهبی اش تفسیر نماید.

    محور ابزار پایین پایین
    محور فرجام پایین بالا
    محور جست وجو پایین بالا در این وضعیت درمانگر باورهای مذهبی محکمی دارد و در می یابد که دغدغه های زندگی مراجع از فقدان ایمان نشئت گرفته است؛ امّا مراجع معتقد است که درمانگر دغدغه های او را درک نکرده است و تلاش دارد او را به مذهب خویش در آورد. نمونه ای از این وضعیت می تواند مراجعی باشد که تلاش می کند هدف زندگی خود را بفهمد و درمانگر پیشنهاد می کند که با هم در این باره دعا کنند. این پیشنهاد درمانگر ممکن است مراجع را به شدت خشمگین کند، چون او این پیشنهاد را به عنوان تلاش درمانگر برای تحمیل باورهای مذهبی اش بر خویش تفسیر می کند.
    محور ابزار پایین پایین
    محور فرجام بالا پایین

    چارچوب کنترل دینی ثانوی اسپیلکا (1986):

     چارچوب

    کنترل های دینی

    درمانگر مراجع نتیجه
    پیش بینی کننده ها بالا پایین درمانگر معتقد است که دعا کردن می تواند به مراجع کمک کند، امّا مراجع اعتقادی به دعا ندارد.
    نیابتی پایین بالا مراجع در مراقبه و تأمل به آرامش می رسد، امّا این با چارچوب مذهبی درمانگر سازگار نیست.
    وهمی پایین بالا مراجع با موقعیت خود کنار آمده است، چون می گوید خداوند این طور خواسته است، امّا درمانگر به چنین خدایی اعتقاد ندارد و منفعل بودن مراجع او را مستأصل می کند.
    تفسیری بالا پایین درمانگر خواستار این است که مراجع موقعیت زیربنایی معنوی در زندگی اش را درک کند، امّا مراجع علاقه ای به این کار ندارد.

    در هریک از این وضعیت ها صراحت و اعتماد در رابطه ی درمانی ممکن است کاهش پیدا کند تا آنجا که رابطه درمانی ممکن است از بین برود چون درمانگر و مراجع انواع متضادی از کنترل ثانوی را مورد استفاده قرار می دهند.

    35 توحید درمانی جلالی طهرانی، سید محمد محسن.

    شیخ شعاعی، علی رضا

    نقد و نظر: پاییز و زمستان 1383 – شماره 35 و 36

    از 17 تا 46

    [1] اعتمادی، عذرا؛ ایمان و معنویت در مشاوره و روان‌درمانی؛ تازه‌های روان‌درمانی: بهار و تابستان 1384 – شماره 35 و 36 از ص 131 تا 146

    [2] سید ابوطالبی، سید علی؛  ایمنی تن و روان در سایه‌سار قرآن؛ مطالعات معرفتی در دانشگاه اسلامی: زمستان 1382 – شماره 20 از 303 تا 312

    [3] خلیلی، محمدعلی؛ رجایی، علیرضا؛ تیموری، سعید؛ بررسی اثربخشی درمان شناختی – هیجانی دینی (RCET) بر کاهش مشکلات روان‌شناختی مادران دارای فرزند معلول؛ دومین همایش ملی پژوهش و درمان در روان‌شناسی بالینی، دانشگاه آزاد تربت‌جام؛ 21 آبان 1393

    [4] کوپانی، سمیه؛ تقوی، سید محمد رضا؛ بررسی اثربخشی گروه‌درمانی معنوی مذهبی با تأکید بر آموزه‌های اسلام بر کاهش اضطراب فراگیر دانشجویان؛ مجموعه مقالات کنگره بین‌المللی علوم انسانی اسلامی: پاییز 1396 ، دوره سوم – شماره 2 از 469 تا 488

    [5] بلورساز مشهدی، هنگامه؛ آقائی، مریم؛ محمد خانی، محی‌الدین؛ مهدوی، عابد؛ بررسی اثربخشی آموزش راهبردهای مقابله‌ای مبتنی بر تعالیم اسلامی بر شاخص‌های درد مزمن و کیفیت زندگی زنان مبتلا به فیبرومیالژیا؛ پژوهش در دین و سلامت: پاییز 1396 – شماره 12 از ص 53 تا 65

    [6] قدم پور، عزت‌الله؛ رحیمی پور، طاهره؛ سلیمی، حسین؛ بررسی اثربخشی رویکرد گروه‌درمانی معنوی بر افزایش میزان تاب آوری دانش‌آموزان دختر دوره متوسطه شهر اصفهان؛ روان‌شناسی و دین: زمستان 1394 – شماره 32 (علمی – پژوهشی) از 61 تا 8

    [7] محمدی، ملیحه؛ بهادری جهرمی، ثمینه؛ بررسی تأثیر آموزه‌های اسلام بر سلامت اجتماعی افراد؛ فصلنامه مطالعات علوم اجتماعی: زمستان 1395 ، دوره دوم – شماره 4 از ص45 تا 51

    [8] مهرابی زاده هنرمند، مهناز؛ هاشمی، سید اسماعیل؛ بساک نژاد، سودابه؛ بررسی تأثیر درمان چندوجهی اسلامی بر افسردگی و عزت‌نفس دانشجویان؛ روان‌شناسی و دین: پاییز 1390 – شماره 15 (علمی – پژوهشی) از ص31 تا 48

    [9] کاویانی، زینب؛ حمید، نجمه؛ عنایتی، میر صلاح‌الدین؛ بررسی تأثیر درمان شناختی – رفتاری مذهب محور بر تاب‌آوری و نگرش‌های ناکارآمد زوجین؛ پژوهش‌های نوین روان‌شناختی: زمستان 1392 – شماره 32 (علمی پژوهشی) از ص 189 تا 204

    [10] رضایی، جواد؛ احمدی، سید احمد، اعتمادی، عذرا، رضایی، مریم؛ آبادی، حسین، شه دوست، مریم، مجله مطالعات روان‌شناختی: پاییز 1392 ، دوره نهم – شماره 3 (علمی – پژوهشی) ازص 79 تا 106 https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/ آدرس ثابت : 10438

    [11] شهابی، شیفته؛ باقری، مسعود؛ سار دویی، غلام‌رضا؛ مطالعات روان‌شناسی و علوم تربیتی: تابستان 1396 – شماره 19 از ص 107 تا 114

    [12] خلیلی صدرآباد، افسر؛ سهرابی، فرامرز؛ سعدی پور، اسماعیل؛ دلاور؛ علی؛ خوشنویسان، زهرا؛ فصلنامه اعتیاد پژوهی: بهار 1396 – شماره 41 (علمی – پژوهشی) از ص11 تا 26

    [13] شیخ شعاعی، علی رضا؛ تبرایی، رامین؛ Geraldine A. M iller پژوهش و حوزه: بهار 1385 – شماره 25 از ص 169 تا 184 www.noormags.ir

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    fa_IRفارسی
    en_USEnglish arالعربية fa_IRفارسی