حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

جمعه, 4 مهر , 1399 8 صفر 1442 Friday, 25 September , 2020 ساعت تعداد کل نوشته ها : 86 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 2 تعداد دیدگاهها : 9×
  • اوقات شرعی

  • دین درمانی

    سبب سازی و سبب سوزی
    16 سپتامبر 2020 - 2:10
    شناسه : 1679
    بازدید 20
    0

    سبب سازی و سبب سوزی با توجه به بینش تو حیدی هیچ سببی بی فرمان خدا کاری از او ساخته […]

    ارسال توسط :
    پ
    پ

    سبب سازی و سبب سوزی

    با توجه به بینش تو حیدی هیچ سببی بی فرمان خدا کاری از او ساخته نیست.

    اگر تمام تيغ هاى جهان از جا حركت كنندکه  رگى را بُبُرّند، تا خدا نخواهد توانائى نخواهند داشت.

    گاه می شود انسان درعالم اسباب چنان غرق می شود که خیال می کند آثار وخواص ازآنِ خودِ این موجودات است ،و از آن مبدأ بزرگی که این آثار مختلف را به این موجودات بخشیده غافل می شود، اینجاست که خداوند برای بیدار ساختن بندگان دست به سبب سازی و سبب سوزی می زند.

    موجوداتی که ظاهرا کاری ازآنها ساخته نیست، سرچشمه آثارعظیمی می شوند.

     یک روز به کارد در دست حضرت ابراهیم(علیه السلام) می گوید نَبُر!

     و روز دیگر به آتش می گوید مسوزان! و به پشه فرمان عذاب نمرود را می دهد.

     و یک روز با عصای حضرت موسی(علیه السلام) اژدها می سازد و رود نیل می شکافد و از سنگ چشمه می جوشاند و به دریا دستور نجات گروهی وغرق گروه دیگر را می دهد.!.

     به عنکبوت فرمان می دهد چند تارسست وضعیف بردرغارثور بتند وپیامبرش را از شر دشمنان حفظ نماید.

     و روزی با نَفَس  حضرت عیسی بن مریم (علیه السلام)مرده را زنده می کند و کور مادر زاد را شفا می دهد.

     به تمام انبیاء و اولیاء خود در اوج سختی آرامش می دهد.و آرامش را در اوج آسایش از تمام دشمنان انبیاء و اولیاء خویش سلب می کند.

     و نهایتاٌ اینکه علی رغم تمام دسیسه های شیطانی در طول قرنها توسط جن و انس، قرآن و عترت پاک محمد مصطفی صلی الله و علیه و آله و سلّم را از جمیع بلاها حفظ نموده و آنان را بر زمین مسلط می نماید.

    سبب سازی و سبب سوزی خداوند از دیدگاه مولانا

    ظاهر کلام اشعریان و عارفان دربارة فاعلیت حق تعالی و اینکه در هستی مؤثری جز او نیست، بسیار به هم نزدیک است، اما اشعریان به وجود مستقل برای اشیا باور دارند، گرچه تأثیر آنها را نفی می کنند، در حالی که عارفان برای اشیا وجودی قائل نیستند، چه رسد به اینکه آنها را تأثیرگذار بدانند. از نظر مولوی، کمال انسان، فانی شدن در حق است، یعنی اینکه انسان با تمام وجود درک کند که همه هستی اش و هر آنچه دارد، به تمامی از خداست. در این مقام، تمام تعیّنات رفع می شود، کثرات نابود می شوند و انسان فیض را از مبدأ فیاض، بدون هیچ واسطه ای، می بیند. با وجود این، مولوی نظام عالم را براساس علیت می داند زیرا هر شیئی از اشیای عالم، اسمی از اسماء الهی است یعنی در عالم جز اسماء الهی، چیزی وجود ندارد تا اثر داشته باشد. به عنوان نمونه سوزاندن اثری است که هم می توان به آتش نسبت داد و هم به خداوند، در واقع آتش جلوه ای از جلوه های حق است و به امرِ حق می سوزاند. از نظر مولوی، دیدة مردم عادی، سبب بین است و این عالم چنین اقتضایی دارد، اما سرایندة مثنوی که خود دیدة سبب سوراخ کن دارد، برای تعلیم سالکان به تکرار از سبب سوزی خداوند سخن گفته است.[1]

    لازمه توحید و ایمان این است که انسان در هر کاری مشیت و خواست خدا را در نظر بگیرد و به کار و عمل خود تکیه نکند و به قدرت مادی مغرور نشود و بندگان زیردست و نیازمندان جامعه را نادیده نگیرد. مؤمن واقعی باید به این واقعیت ایمان داشته باشد که جهان به دست خدا می چرخد و اگر سببی فراهم شود، زیر نظر خداست و او قدرت دارد از یک نقطه، اسبابی را به میدان بیاورد تا آنچه را ما عمل کرده ایم، باطل کند؛ مثلا کشاورز از اول پاییز زحمت می کشد و زمین را شخم می زند و آبیاری می کند و شبها بی خوابی می کشد. در روزهای نخست بهار، محصول بسیار خوبی آماده برداشت می شود؛ اما از گوشه ای از دنیا سرمای نابهنگام می آید و هرچه را او زحمت کشیده، از بین می برد؛ زیرا دستگاه عالم چنین است که از دو سو، اسباب مختلفی فراهم می شود و یکدیگر را خنثی می کنند. ممکن است اسباب شر پدید آید، اما نباید نامید بود؛ زیرا ممکن است بعد از آن اسباب خیر فراهم شود و اسباب شر را باطل کند، همچنین با فراهم آمدن اسباب خیر نباید مغرور شد و اراده و مشیت خدا را نادیده گرفت و به قول اهل معرفت خدا هم سبب ساز است، هم سبب سوز. ملّای رومی می گوید:

    از سبب سازی من سودایی ام                             وز سبب سوزی سوفسطایی ام

    مقصود این است که عالمی که ما در آن زندگی می کنیم، در سایه اسباب و مسببات است. در حدیث از امام صادق آمده است که: ابی الله ان یجری الاشیاء الّا باسباب فجعل لکلّ شی ء سببا؛[[2]] خداوند امتناع دارد اموری را به جریان بیندازد، مگر از طریق اسباب و عوامل آنها. پس برای هر چیزی سببی قرار داده است.

    پدید آمدن اسباب خیر و شر، هر دو زیر نظر خداوند است. اگر گاهی به حسب ظاهر پیش بینی شر می شود، باز هم نباید ناامید بود؛ زیرا ممکن است خداوند اسبابی را پیش بیاورد و پیش بینیها را باطل کند. به قول حافظ:

    شهر خالی است ز عُشاق مگر از طرفی                          دستی از غیب برون آید و کاری بکند

    گاهی پیش بینی می کنیم عجب وضع بدی است، اما انسانی که موحّد و خداپرست است، امور را از دست خدا خارج نمی بیند و امکان دارد از سوی او از جایی که ما گمانش را هم نمی کنیم و از نظر ما غیب است و به قول حافظ، دستی از غیب برون آید و کاری بکند. همین طور اگر اسبابی فراهم شده که به ظاهر زندگی ما را رونق داده، نباید مغرور شویم؛ زیرا ممکن است اسبابی پیش بیاید و اینها را از بین ببرد، بدین جهت، خداوند می فرماید: وَ لا تَقُولَنَّ لِشَیءٍ إِنِّی فاعِلٌ ذلِک غَداً إِلَّا أَنْ یشاءَ اللَّهُ؛[[3]] هیچ کاری را به طور قطعی نگویید فردا انجام می دهیم، مگر اینکه خدا بخواهد و گفته خود را همراه کنید با ان شاء الله. این یک تعارف و شعار نیست؛ بلکه شعور و حقیقت است و با این تعبیر اقرار می کنیم که کار از دست خدا خارج نیست و همه امور به دست او است.

    در پایان ضمن استقبال از پیشنهادات و انتقادات همه خوانندگان عزیز وگرامی، خواستار کمک و یاری شما در اصلاح کاستیها و تکامل مبانی نظری مطرح شده می باشم.

    ومن الله التّوفیق-16/7/1396 هجری شمسی- محمدعلی خلیلی

    [1] شجاری, مرتضی و پروانه دلاور، ۱۳۸۶، سبب سازی و سبب سوزی خداوند از دیدگاه مولوی، فصلنامه ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی 3 (9)، https://www.civilica.com/Paper-JR_MMJ-JR_MMJ-3-9_004.html

    [2] اصول كافى، ج 1، كتاب الحجة، باب معرفة الامام، ح 7.

    [3] نهج البلاغه، حكمت 348.

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    fa_IRفارسی
    en_USEnglish arالعربية fa_IRفارسی