Hadith of the day
Imam Ali (AS) says: Whoever slanders and criticizes himself has corrected himself and whoever is arrogant, then he has ruined his research.

چهارشنبه, 2 اسفند , 1402 12 شعبان 1445 Wednesday, 21 February , 2024 Time تعداد کل نوشته ها : 176 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 2 تعداد دیدگاهها : 47×
  • Sharia times

  • Religious therapy

    1/1- سلطه (موانع تعامل سازنده و اصلاح بین خود و جامعه)
    ۲۳ بهمن ۱۴۰۱ - ۱:۴۴
    شناسه : 2550
    بازدید 4012
    6

    12- سلطه (Domination) (هيمنة) ( سلطة ) سلطة. [ س ُ طَ ] ( ع اِمص ) قدرت و قوّت. […]

    Posted by:
    P
    P

    12- سلطه (Domination) (هيمنة)

    ( سلطة ) سلطة. [ س ُ طَ ] ( ع اِمص ) قدرت و قوّت. ( ناظم الاطباء ). || غلبه و اقتدار. ( ناظم الاطباء ). سلطة. [ س ِ طَ ] ( ع اِ ) تیر دراز باریک. ج ، سِلَطه و سلاط. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || جامه ای که در آن گیاه و کاه کنند. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).[1]

    قدرت، توانایی، چیرگی، فرمانروایی( اسم ) ۱ – قدرت قوت تسلط . ۲ – ( اسم ) ملک پادشاهی .تیر دراز باریک . جمع سلطه و سلاط [2]

    {dominance , domination} [باستان شناسی، علوم سیاسی و روابط بین الملل] داشتن برتری بر دیگری یا دیگران؛ اعمال برتری بر دیگری یا دیگران[3]

    [ویکی فقه] چیرگی و غلبه بر کسی یا چیزی را سلطه گویند. از آن در بسیاری از ابواب فقه سخن گفته اند. سلطه یا سلطنت عبارت است از استیلا و چیرگی بر کسی یا چیزی به سببی. اسباب سلطه[4]

    ***همانا براى تو بر بندگان (برگزيده) من تسلطّى نيست، مگر از گمراهانى كه تو را پيروى كنند.[5]

    شيطان بر آنان كه بنده خدا و تسليم او هستند، سلطه‏اى ندارد. «عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ»[6]

    كار شيطان وسوسه است، نه سلطه. «لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ» (در قيامت نيز ابليس در پاسخ اعتراض مردم مى‏گويد من تنها شما را دعوت كردم، ولى تسلّط و اجبارى بر شما نداشتم)[7]

    البتّه شيطان را بر كسانى كه ايمان آورده و بر پروردگارشان توكّل مى‏كنند، غلبه و سلطه‏اى نيست.[8]

    قطعاً تو بر بندگان (خالص) من تسلّطى ندارى و حمايت ونگهبانى پروردگارت (براى آنان) كافى است.[9]

    عِباد خدا، در آيه ديگرى با ويژگى‏هاى ايمان وتوكّل، معرّفى شده‏اند كه شيطان را بر آنان تسلّطى نيست. «إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ»[10] البتّه شيطان وسوسه مى‏كند و تماس مى‏گيرد، ولى آنان متذكّر شده و مقاومت مى‏كنند. «إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا»[11][12]

    «إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ» آرى كسى كه به قدرت بى‏نهايت متّصل شد، نفوذناپذير مى‏شود.

    – انسان آزاد است و در برابر هجوم ابليس مى‏تواند با پناه بردن به ايمان و عبوديّت، مقاومت كند. «عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ»- كسى كه عبد خدا شد، خداوند هم وكيل، حافظ و عهده‏دار او مى‏شود.عِبادِي‏ … كَفى‏ بِرَبِّكَ وَكِيلا[13]

    پيام‏ها:

    1- پذيرش ولايت كفّار با ايمان سازگار نيست. يك دل، دو دوستى برنمى‏دارد. يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا … 2- تولّى و تبرّى، دوستى با مؤمنان و دورى از كافران، لازمه‏ى ايمان است. «لا تَتَّخِذُوا الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ»[14]

    مسلمانان بايد از هر جهت بر كفّار سلطه يابند. «سُلْطاناً مُبِيناً»[15]

    غلبه وسلطه‏ى شيطان تنها بر كسانى است كه (با پيروى از او) سلطه و ولايت او را مى‏پذيرند، و (بر) كسانى است كه آنان (به واسطه فريب شيطان) به خدا شرك آورده‏اند.[16]

    پيام‏ها:

    1- مقدّمات سلطه‏ى شيطان را خودمان فراهم مى‏كنيم. «إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ» (تا مردم ولايت منحرفان را نپذيرند آنان كارى از پيش نمى‏برند)2- موحّدان واقعى بيمه هستند، ليكن هركس به سراغ غير او رفت نفوذ پذير مى‏شود. إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِينَ‏ …[17]

    ابو بصير مى‏گويد: به امام صادق عليه السّلام عرض كردم: تفسير اين آيات شريفه چيست: فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ* إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ‏؟ امام عليه السّلام فرمود: اى ابا محمد! تسلط او بر تن مؤمن است و بر دين او چيرگى نيابد. شيطان توانست بر ايّوب سلطه‏ يابد و پيكر او را زشت گرداند ولى بر دينش چيرگى نيافت و چه بسا بر پيكر مؤمنان تسلط بيابد ولى بر دينشان هرگز. عرض كردم: مقصود از اين آيه شريفه چيست: إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ‏؟ حضرت عليه السّلام فرمود: آنهايى كه بخدا شرك مى‏ورزند شيطان هم بر بدن و هم بر باور ايشان چيرگى يابد.[18]

    [اى مالك‏] هرگز خود را به جنگ با خدا بسيج مكن كه كيفر او را نتوانى برتافت و از عفو و بخشايش او هرگز بى‏نيازى نخواهى يافت. هر گاه كسى را بخشودى، از كرده خود پشيمان مشو و هر گاه كسى را كيفر دادى از كرده خود شادمان مباش و تا راه چاره‏اى دارى به تندى [و خشونت‏] مشتاب و مگوى كه مرا بر شما امير ساخته‏اند و بايد فرمان من اطاعت شود؛ زيرا، چنين پندارى، دل را تيره گرداند و دين را پژمرده نمايد و فتنه‏ها را نزديك سازد؛ پس از بدبخت شدن به خداوند پناه بر. و هر گاه از سلطه‏ و قدرتى كه در آن هستى در تو نخوت يا غرورى پديد آمد به عظمت ملك خداوند بنگر كه برتر از توست و بر كارهايى تواناست كه تو را بر آنها توانايى نيست.[19]

    پس زيد بن صوحان عبدى به آن حضرت معروض داشت كه: يا أمير المؤمنين كدام سلطه‏ چيره‏تر و نيرومندتر است؟ فرمود: هواى نفس[20]

    * اراده قاطع مانع سلطه‏ شيطان است.[21]

    درست همانسان كه ضد ارزش‏ها و آفت‏هايى چون: رياكارى و ظاهر سازى، عوام فريبى و عوام سالارى، دروغ و نيرنگ، دجّالگرى و ناخالصى، خود دوستى و خودكامگى، چاپلوس پرورى و تملق‏بافى، فرومايگى و ذلت پذيرى، عجب و خود پسندى، حسد و كينه، غرور و تعصب انگيزى، دنباله‏روى و بره منشى، انگيزش بدگمانى و سوء ظن، سخن چينى و فتنه انگيزى، كينه‏توزى و حقد، فخر فروشى و بخل، خشونت و بى‏رحمى، خمودى و تاريك انديشى، افراط كارى و حق كشى، استبداد و خودسرى، قانون‏شكنى و امتياز خواهى، برترى‏جويى و تحميل، انحصار قدرت و امكانات، تحريف حقايق و بازى با احساسات، ابزار سلطه‏ ساختن دين و اهرم فشار ساختن باورهاى مقدس مردم براى تحميل خواسته‏ها و سليقه‏هاى فرا قانونى خود به ديگران و پايمال ساختن حقوق و امنيت‏ افتخارى جاودانه و درس و دانشگاهى ماندگار از ارزش‏ها و قداست‏ها و ايثار و اخلاص‏ها آفريدند، و براى هميشه پرچم عدالت و آزادى و جوانمردى و حق‏طلبى و پيكار با ستم و استبداد و خشونت و تاريك انديشى و دجّالگرى و تبهكارى و ابزار سلطه‏ و فريب ساختن دين و دفتر را برافراشته داشتند.[22]

    – خويشتن را از لغزش‏ها نگاه دارد و خود را براى تحقّق اهداف خداپسندانه بخواهد؛ نه اين كه همه چيز را ابزار سلطه‏ و رسيدن به هواهاى خويش سازد.[23]

    و در حديث است كه شيطان پوزش را بر دل آدمى ميگذارد اگر در ياد خدا بود واپس رفته و پنهان مى‏شود و اگر خدا را فراموش نمايد اين دل را همانند لقمه‏اى فرا ميگيرد. و همان طورى كه شهوات تمام وجود انسانى را فرا گرفته و با گوشت و خون انسان آميخته است سلطه‏ و نفوذ شيطان در گوشت و خون سارى و جارى است و در اطراف و جوانب قلب راه دارد و لذا پيغمبر فرمود شيطان مانند خون در رگها و عروق بشر راه نفوذ دارد و شما با گرسنگى راهش را گرفته و تنگ كنيد از جهت اينكه گرسنگى شهوات را در هم مى شكند و راه نفوذ شيطان هم از طريق شهوات است.[24]

    و در روايت چهار، اميرالمؤمنين عليه السلام در وصيتش به فرزندش محمد بن حنفيه فرمود: «و اگر بتوانى زن را در ارتباط با كارش بيش از ظرفيتش سلطه‏ ندهى، پس چنين كن؛ چرا كه اين زيبايى زن را ماندگارتر و فكر او را آزادتر مى‏سازد. چون زن گل خوشبو (ريحانه) است و كارگر نيست.»[25]

    [1] لغت نامه دهخدا

    [2] فرهنگ فارسی

    [3] فرهنگستان زبان و ادب

    [4] دانشنامه اسلامی

    [5] إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ «حجر42»

    [6] قرائتى، محسن، تفسير نور، ج‏4 ص:461، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن – ايران – تهران، چاپ: 1، 1388 ه.ش.

    [7] قرائتى، محسن، تفسير نور، ج‏4 ص:461، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن – ايران – تهران، چاپ: 1، 1388 ه.ش.

    [8] إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ «نحل99»

    [9] إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ وَ كَفى‏ بِرَبِّكَ وَكِيلًا «اسراء 65»

    [10] . نحل، 99.

    [11] . اعراف، 201.

    [12] قرائتى، محسن، تفسير نور، ج‏5 ص:89، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن – ايران – تهران، چاپ: 1، 1388 ه.ش.

    [13] همان

    [14] قرائتى، محسن، تفسير نور، ج‏2 ص:194، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن – ايران – تهران، چاپ: 1، 1388 ه.ش.

    [15] قرائتى، محسن، تفسير نور، ج‏2 ص:129، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن – ايران – تهران، چاپ: 1، 1388 ه.ش.

    [16] إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ «نحل100»

    [17] قرائتى، محسن، تفسير نور، ج‏4 ص:580، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن – ايران – تهران، چاپ: 1، 1388 ه.ش.

    [18] بهشت كافى / ترجمه روضه كافى / 337 / شيطان و تسلط او بر تن مؤمن

    [19] تحف العقول / ترجمه حسن زاده / 209 / فرمان أمير المؤمنين على عليه السلام به مالك اشتر ….. ص : 207

    [20] ترجمه من لا يحضره الفقيه / ج‏6 / 321 / و اينك سخنانى موجز و بيسابقه از رسول خدا صلى الله عليه و آله ….. ص : 312

    [21] نهج البلاغة / ترجمه دشتى / 763 / حرف الف ….. ص : 756

    [22] در سوگ امير آزادى ( ترجمه مثير الأحزان ) / 19 / در رواق عاشورا ….. ص : 17-19

    [23] در سوگ امير آزادى ( ترجمه مثير الأحزان ) / 111 / نخستين پاسخ به انبوه نامه‏ها ….. ص : 110

    [24] بحار الأنوار- ترجمه جلد 67 و 68 / ترجمه موسوى همدانى / ج‏1 / 42 / اما اخبار و روايات در اين باب ….. ص : 32

    [25] منابع فقه شيعه (ترجمه جامع أحاديث الشيعة) / ج‏30 / 105 / گذشت: ….. ص : 103

    Post a comment

    • Comments submitted by you will be published on the web after approval by the management team.
    • Messages that contain slander or defamation will not be published.
    • Messages other than Persian or unrelated will not be published.

    en_USEnglish
    fa_IRفارسی arالعربية en_GBEnglish (UK) en_NZEnglish (New Zealand) en_ZAEnglish (South Africa) en_AUEnglish (Australia) afAfrikaans aryالعربية المغربية azbگؤنئی آذربایجان belБеларуская мова bn_BD de_DE_formalDeutsch (Sie) de_DEDeutsch bg_BGБългарски es_ESEspañol es_COEspañol de Colombia es_MXEspañol de México es_PEEspañol de Perú es_CREspañol de Costa Rica es_PREspañol de Puerto Rico es_CLEspañol de Chile es_UYEspañol de Uruguay fr_CAFrançais du Canada fr_FRFrançais fr_BEFrançais de Belgique en_USEnglish