حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

چهارشنبه, 2 اسفند , 1402 12 شعبان 1445 Wednesday, 21 February , 2024 ساعت تعداد کل نوشته ها : 176 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 2 تعداد دیدگاهها : 47×
  • اوقات شرعی

  • دین درمانی

    رمزگشایی از دین درمانی مشکلات خانواده
    ۰۸ آذر ۱۴۰۲ - ۰:۳۳
    شناسه : 2681
    بازدید 2532
    5

    دین درمانی (Religion therapy) (العلاج بالدين) «دین درمانی» یک نظریه نیست! «دین درمانی» یک مدل نیست! «دین درمانی» یک مکتب […]

    ارسال توسط :
    پ
    پ

    دین درمانی (Religion therapy) (العلاج بالدين)

    • «دین درمانی» یک نظریه نیست!
    • «دین درمانی» یک مدل نیست!
    • «دین درمانی» یک مکتب روان‌شناسی نیست!
    • «دین درمانی» مجموعه‌ای از قوانین فراموش شده الهی است که برای درمان دردها، مشکلات و آلام بشر در کتب آسمانی آمده است و مورد تأیید و تأکید تمام انبیاء و اولیاء خداوند است؛ لذا تمامی روان‌شناسان و مشاورانی که دغدغه حل مشکلات خانواده را دارند بایستی در ارائه نظریات، مدل‌ها و مکاتب مشاوره و درمان با این قوانین هماهنگ باشند وگرنه کارشان اَبتر و ناقص است.
    • «دین درمانی» قانون حل مشکلات خانواده بر پایه دین و با استفاده از قوانین تغییرناپذیر جهان هستی و برگرفته از قرآن، عترت، فطرت و علوم حاکم بر جهان است.
    • تناسب «دین درمانی» نسبت به سایر درمان‌ها مثل نسبت سر به بدن یا نسبت موتور به اتومبیل یا ورزش دو نسبت به سایر ورزش‌هاست.
    • «دین درمانی» خشت اول برای رشد و تعالی خانواده است که از سال 88 هجری خورشیدی جرقّه آن در ذهنم زده شد و هم زمان با ادامه تحصیل در رشته روانشناسی به مطالعه تفسیر قرآن اقدام نموده و به تطبیق مفاهیم قرآنی با نظریات روانشناسی پرداختم. در سال 93 هجری خورشیدی موفق شدم جدول «دین درمانی مشکلات خانواده» که شامل 4 فصل (خودشکوفایی، شناخت،تعامل سازنده و رشد و تعالی) منطبق بر اصول و مراحل نظریات مطرح روانشناسی است را در 5 سطح ارائه نمایم.

      کلّیات و مفاهیم اصلی دین درمانی (خشت رشد و تعالی)

      خودشکوفایی، شناخت، تعامل سازنده ، رشد و تعالی

      خودشکوفایی (self-actualization) (الذات مزدهرة)

      خودشکوفایی (self-actualization) اصطلاحی در روان‌شناسی انسان‌گرایانه و به معنی محقق ساختن حداکثر توانایی‌های بالقوه فرد توسط خودش است. [[1]]

      تعاریف و مترادف‌های زیادی را می‌توان برای خودشکوفایی پیدا کرد:

      – تحقق خود به کامل‌ترین شكل آن.

      – محقق ساختن حداکثر توانایی‌های بالقوه، توسط خود.

      – كاوش و استفاده كامل از استعدادها، ظرفيت‌ها و نيروهاي بالقوه خود.

      – تمايل ذاتي براي توسعه همه ظرفيت‌هاي خود براي نگهداري و رسیدن به كمال.

      شکوفایی، در لغت به معنای گشودن، شکافته شدن و از خود بیرون آمدن است و در اصطلاح، به رشد همه‌جانبه روح و جسم و روان به‌صورت هماهنگ و یکنواخت گویند.

      همان گونه که میان دانه‌ای که در زیر خاک پنهان شده و دانه‌ای که رشد کرده و شکوفا و به بوته گلی بسیار زیبا تبدیل شده، تفاوت‌های بسیاری است، میان انسانی که به شکوفایی رسیده و انسانی که از نظر روحی در همان مرحله نخستین باقی‌مانده و رشدی نکرده، تفاوت‌های بسیاری است.

      خودشکوفایی، یعنی رسیدن به تعالی روح که نشانه سلامت و رشد انسان و عامل برتری روحیِ او از دیگر موجودات است.

      خودشکوفایی، آدمی را ملکوتی می‌کند و او را از دانش‌های خدایی که به منزله «اسرار مگو» و قوی ترین محرک تولید و پرورش سلامت فکر است، بهره‌مند می‌سازد.

      در این نوشتار «خودشکوفایی» شامل: مراحل خودشناسی، خداشناسی، خودباوری، خداباوری و خودسازی مبتنی بر: اصول توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد است که کمک می کند موانعی مثل خودبینی، خودخواهی، خودباختگی، خودمحوری و خودنمایی را از مسیر رشد و تعالی خود بردارید.

      شناخت (Cognition) (معرفة)

      شناخت (Cognition) به عمل یا فرایند به‌دست‌آوردن دانش و فهم از طریق تفکر، تجربه و حواس گفته می‌شود که از هنگام تولد شروع شده و باعث درک معانی جهان پیرامون می‌شود. درواقع شناخت ارتباط ناخودآگاه و جهان پیرامون است و معانی گوناگونی را در زمینه‌های گوناگون به خود اختصاص داده است. در علم روان‌شناسی منظور از شناخت، عملکردهای (functions) روان‌شناختی فرد است.

      ما در بسیاری از لحظات زندگی خود در پی کسب شناخت هستیم. شناخت از کسی، چیزی، جایی، یا حالتی. اما شناخت چگونه اتفاق می‌افتد؟ و چه اتفاقی در ذهن و روح ما رخ می‌دهد که می‌گوییم به شناخت رسیدیم؟

      در این نوشتار «شناخت» شامل جنبه‌های عملی فکر و فرایندهای فکری برای درمان مشکلات خانواده شامل شناخت اخلاقی، شناخت منطقی، شناخت علمی، شناخت عقلی و شناخت قانونی است که به ترتیب با مشاوره دینی، مشاوره خانواده، مشاوره تخصصی، مشاوره عقلانی و مشاوره حقوقی بدست آمده و موانع شناخت مثل مجادله، تحریف، حدس و گمان، جهل و گمراهی و اختلاف را از مسیر رشد و تعالی بر می دارد.

      تعامل سازنده (Interaction) (تفاعل بناء)

      ارتباط متقابل میان دو یا چند فرد یا گروه یا سامانه؛

      مفاهیم زیر در تعامل سازنده مورد توجه قرار می گیرد:

      • نگاه «برنده – برنده»: به‌سرعت زمینه‌های مشترکی بین خود و طرف مقابل پیداکردن.
      • در حل مسائل بهتر عمل‌کردن: احساس توان حل هر مسئله‌ای با بهترین روش ممکن.
      • استرس کمتر: با قدرت فردی، طرفین، زمانی که کارها طبق برنامه پیش نمی‌رود هرگز احساس تهدید و قربانی شدن نمی کنند.
      • عملگرا بودن: جسارت در رفتار، انصاف و همدلی و قدرت ناشی از اعتمادبه‌نفس و نه تهدید و زورگویی.
      • با چنین رفتاری موردعلاقه و احترام اطرافیان قرارگرفتن: درک حقوق، افکار، احساسات، نیازها و خواسته‌های خود به‌اندازه دیگران.

      تعامل سازنده مستلزم رعایت مراحل و اصول زیر است. تا بتواند موانع (عوامل تعارض) را کاهش دهد.

      موانع تعامل سازنده

      (پنج سین سقوط )

      اصول تعامل سازنده

      (پنج صاد صعود )

      موانع تعامل سازنده

      ( پنج ت تعارض)

      مراحل تعامل سازنده

      (پنج ت تعامل سازنده)

      سلطه

      صداقت

      توهین

      تکریم

      سفسطه

      صبر

      تحمیل

      تشویق

      سرزنش

      صمیمیت

      تهدید

      تسهیل

      سردرگمی

      صراحت

      تردید

      تأیید

      سستی

      صلابت

      تحقیر

      تأکید و تمرین

      رشد و تعالی(Growth and excellence transcendence) (النمو والتميز)

      رشد یعنی به راه شدن، هدایت شدن، راه راست یافتن، راه راست گرفتن، تمیز نیک و بد، استقامت بر راه حق و تصلب در آن، استقامت در طریق حق و قرار و پایداری در آن، رَشَد. رشاد. بسامانی. برهی. براهی. استقامت در راه حق با استواری در آن. ضِدِّ غی. (از اقرب الموارد). راست ایستادن در راه حق باثبات و قرار. (منتهی الارب). || رستگاری. مقابل غی. خلاف گمراهی و نابسامانی . ([2]) – راه رشد؛ راه رستگاری. راه صلاح و صواب([3]).

      حد رشد؛ حد تکامل. حد بلوغ. رسیدن به سنی که مسائل اجتماعی و امور زندگی و خیر و شر را بتوان تشخیص داد.

      رشد اجتماعی؛ تکامل اجتماعی. درک اجتماعی. فهم و درک مسائل اجتماعی.

      رشد سیاسی؛ تبحر و آگاهی در سیاست. درک و استنباط امور سیاسی. فهم سیاسی.

      رشد ملی؛ تکامل از حیث درک حقوق و وظایف ملی. فهم و درک مسائل ملی و میهنی.

      رشدیافته؛ تکامل‌یافته. ترقی کرده.

      || در شرع (مقدس) رشد عبارت است از سلوک راه راست یعنی صلاح راه دین و اصلاح مال، همانطور که خداوند متعال فرموده است: ﻭ ﻳﺘﻴﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻴﺎﺯﻣﺎﻳﻴﺪ ﺗﺎ ﺁﻥ ﮔﺎﻩ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺳﻦّ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺭﺳﻴﺪﻧﺪ، ﭘﺲ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺷﺪ ﻭ ﻛﺎﺭﺩﺍﻧﻰ ﻳﺎﻓﺘﻴﺪ ﺍﻣﻮﺍﻟﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﺤﻮﻳﻠﺸﺎﻥ ﺩﻫﻴﺪ، ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﻴﻢ ﺁﻥ ﻛﻪ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﻮﻧﺪ [ﻭ ﺍﻣﻮﺍﻟﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺲ ﺑﮕﻴﺮﻧﺪ] ﺑﻪ ﺍﺳﺮﺍﻑ ﻭ ﺷﺘﺎﺏ ﻧﺨﻮﺭﻳﺪ. ﻫﺮ ﻛﻪ ﺗﻮﺍﻧﮕﺮ ﺑﻮﺩ ﺧﻮﻳﺸﺘﻦ ﺩﺍﺭﻱ ﻛﻨﺪ ﻭ ﻫﺮ ﻛﻪ ﺗﻬﻴﺪﺳﺖ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻋﺮﻑ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﺨﻮﺭﺩ. ﻭ ﺁﻧﮕﺎﻩ ﻛﻪ ﺍﻣﻮﺍﻟﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﺴﻠﻴﻢ ﻛﺮﺩﻳﺪ ﺑﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﮔﻮﺍﻩ ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﺣﺴﺎﺑﺮﺳﻰ ﻛﺎﻓﻰ ﺍﺳﺖ (النساء ٦). [4]

      رشد: [رَ ش] (ع اِ) راه راست. (دهار) (منتهی الارب): پایداری در راه ۱- (مصدر) براه راست رفتن ۲- از گمراهی بیرون آمدن ۳- (اسم) هدایت و رستگاری ۴- راستی ۵- پیروزی .[5]

      رشد: (رُ شْ) [ع] 1- بالیدن، نمو کردن 2- (اِمص) نمو، ترقی[6]

      رشد: 1. پایداری و ایستادگی در راه راست ۱. نمو، ترقی، بالیدگی.[7]

      رشد: {growth} [روان‌شناسی] مجموعه‌ای از دگرگونی‌های جسمی هر موجود به‌سوی بالیدگی[8]

      رُشد: در دو معنای توانایی حفظ مال و مصرف آن در راه درست و نمو به‌کار رفته است. از این عنوان در باب حج و به مناسبت در بابهایی نظیر نکاح، وصیت و قضا سخن گفته‌اند. بسیاری از فقها، رشد به معنای نخست را به توانایی حفظ و ساماندهی مال به هزینه‌کردن آن در راه‌های درست و عقلایی، بدون اسراف و تبذیر و برخی، به ملکه نفسانی آن تعریف کرده‌اند.

      وحدت دو تعریف در معنا: در اینکه در تحقق رشد، علاوه بر توانایی حفظ مال، عادل بودن شرط است یا نه، اختلاف است. قول دوم به اکثر، بلکه به مشهور نسبت‌داده‌شده است.

      کودک از تصرف در اموال خود به فروختن، اجاره دادن و مانند آن، محجور و ممنوع است و با رسیدن به سن بلوغ و برخورداری از رشد، از محجوریت خارج شده، اموالش در اختیار او قرار می‌گیرد. [9]

      [ویکی الکتاب] معنی نُنشِزُهَا: رشد و نمو می‌دهیم (از مصدر انشا است به معنای رشد و نمو دادن است)

      معنی یَتَزَکَّی: تا رشد و نمو کند – پاک می‌شود (از تزکی به معنی رشد در جهت خیر و برکت است)

      معنی رَّاشِدُونَ: هدایت یافته‌ها – رشدیافته‌ها

      معنی رَشَداً: رشد – رسیدن به اصل مسائل

      معنی رَّشَاد: رشد (رشد یعنی رسیدن به اصل مسائل و سبیل رشاد عبارت است از راهی که سلوک آن آدمی را به حق می‌رساند، و به سعادت دست می‌یابد.)

      معنی مُّرْشِداً: رهبر – رشددهنده – هدایت‌کننده (از کلمه رشد به معنای اصابت به‌واقع که مخالف غیّ و گمراهی و خطا رفتن است)

      معنی رَّشِیدٌ: رشدیافته (رشد: رسیدن به اصل مسائل)

      معنی یَرْشُدُونَ: رشد یابند (رشد: رسیدن به اصل مسائل و مقصد اصلی)

      معنی رُشْدَهُ: رشدش (مقصود از رشد معنایی است که در مقابل غی و گمراهی قرار دارد، و آن رسیدن به‌واقع است و منظور از این که به حضرت ابراهیم (علیه و علی نبینا السلام ) رشدش دادیم این است که آن حضرت شایستگی و لیاقت دریافت این رشد و رسیدن به واقعیت را داشت)

      معنی غَاوِینَ: گمراهان کلمه غاوون جمع اسم فاعل است و مفرد آن غاوی و مصدرش غی است و غی معنایش خلاف معنای رشد است و رشد به معنای رسیدن به‌واقع است و رشید کسی را گویند که اهتمام نمی‌ورزد مگر به آنچه که حق و واقع باشد و در نتیجه غوی کسی است که راه باطل را برود و از راه …

      ﺭﺍﻩ ﺣﻖّ ﺍﺯ ﺑﺎﻃﻞ ﺟﺪﺍ ﺷﺪﻩ، ﺗﺎ ﺣﺠّﺖ ﺑﺮ ﻣﺮﺩم ﺗﻤﺎم ﺑﺎﺷﺪ. ﺭﻭﺷﻦ ﺷﺪﻥ ﺭﺍﻩ ﺣﻖّ، ﺑﺎ ﻋﻘﻞ، ﻭﺣﻲ ﻭﻣﻌﺠﺰﺍﺕ ﺍﺳﺖ. «ﻗﺪ ﺗﺒﻴّﻦ ﺍﻟﺮﺷﺪ ﻣﻦ ﺍﻟﻐﻲ» ﺍﺳﻠﺎم ﺩﻳﻦ ﺭﺷﺪ ﺍﺳﺖ؛ ﺩﻳﻦ، ﻣﺎﻳﻪ ﻱ ﺭﺷﺪ ﺍﻧﺴﺎﻧﻴّﺖ ﺍﺳﺖ. «ﻗﺪ ﺗﺒﻴّﻦ ﺍﻟﺮﺷﺪ ﻣﻦ ﺍﻟﻐﻲ»[10].

      ﻣﻌﻨﺎﻱ ﺭﺷﺪﻏﻲ ﻭ ﻓﺮﻕ ﺁﻥ ﺩﻭ ﺑﺎ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻭ ﺿﻠﺎﻟﺖ[11]

      ﻛﻠﻤﻪ” ﺭﺷﺪ” ﻛﻪ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺿﻤﻪ” ﺭﺍء” ﻭ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺿﻤﻪ” ﺭﺍء ﻭ ﺷﻴﻦ” ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﻭﺍﻗﻊ ﻣﻄﻠﺐ ﻭ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺍﻣﺮ ﻭ ﻭﺳﻂ ﻃﺮﻳﻖ ﺍﺳﺖ، ﻣﻘﺎﺑﻞ” ﺭﺷﺪ” ﻛﻠﻤﻪ” ﻏﻲ” ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ، ﻛﻪ ﻋﻜﺲ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﻌﻨﺎ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ، ﺑﻨﺎ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ” ﺭﺷﺪ” ﻭ” ﻏﻲ” ﺍﻋﻢ ﺍﺯ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻭ ﺿﻠﺎﻟﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﺭﺍﻫﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺁﺩﻣﻲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﺪﻑ ﻣﻲ ﺭﺳﺎﻧﺪ، ﻭ ﺿﻠﺎﻟﺖ ﻫﻢ (ﺑﻄﻮﺭﻱ ﻛﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪﻩ) ﻧﺮﺳﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﺭﺍﻩ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﻲ ﻇﺎﻫﺮﺍ ﺍﺳﺘﻌﻤﺎﻝ ﻛﻠﻤﻪ” ﺭﺷﺪ” ﺩﺭ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﺻﻠﻲ ﻭ ﻭﺳﻂ ﺁﻥ ﺍﺯ ﺑﺎﺏ ﺍﻧﻄﺒﺎﻕ ﺑﺮ ﻣﺼﺪﺍﻕ ﺍﺳﺖ.

      ﭘﺲ ﺣﻖ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻛﻠﻤﻪ” ﺭﺷﺪ” ﻣﻌﻨﺎﻳﻲ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻛﻠﻤﻪ” ﻫﺪﺍﻳﺖ” ﻣﻌﻨﺎﻳﻲ ﺩﻳﮕﺮ، ﺍﻟﺎ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺑﺎ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻋﻨﺎﻳﺘﻲ ﺧﺎﺹ ﺑﻪ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻣﻨﻄﺒﻖ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ، ﻭ ﺍﻳﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﻭﺍﺿﺢ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻳﺎﺕ ﺯﻳﺮ ﻛﺎﻣﻠﺎ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﻲ ﺧﻮﺭﺩ:” ﻓَﺈِﻥْ ﺁﻧَﺴْﺘُﻢْ ﻣِﻨْﻬُﻢْ ﺭُﺷْﺪﺍً” «نساء 6»” ﻭَ ﻟَﻘَﺪْ ﺁﺗَﻴْﻨﺎ ﺇِﺑْﺮﺍﻫِﻴﻢَ ﺭُﺷْﺪَﻩُ ﻣِﻦْ ﻗَﺒْﻞُ” «انبیاء 51»

      «ﺭَﺷَﺪ» ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﺭُﺷﺪ، ﻧﺠﺎﺕ ﻭ ﺭﺿﺎﻱ ﺍﻟﻬﻲ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ(تفسیر مجمع البیان) ﻭ ﺩﺭ ﺳﻮﺭﻩ کهف ﺳﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﻛﻠﻤﻪ ﻱ ﺭﺷﺪ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ: ﺩﺭ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺍﺻﺤﺎﺏ ﻛﻬﻒ، ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻣﻮﺳﻲ ﻭ ﺧﻀﺮ (ﺁﻳﻪ  ٦٦) ﻭ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻠﺎم (ﺁﻳﻪ ٢٣).[12]

      تعالی

      خاقانی گوید: همو گوید: دو مفتی‌اند که فتوای امرونهی دهند قضا و رای تو ملک، ملک تعالی را . (دکتر خیام پور) به‌ندرت به‌صورت صفت آمده: ما همه فانی بس‌تر است ملک تعالی‌وتقدس تراست . (نظامی. مخزن‌الاسرار ) توضیح درصورتی‌که در مصراع اخیر [[تعالی‌وتقدس]] به‌صورت مصدری بخوانیم موضوع منتفی است یا تعالی‌الله. ۱- (جمله فعلی) برتر است خدا. ۲- برای تحسین و اظهار شادمانی بکار رود: ((تعالی الله چه دولت دارم امشب که آمد ناگهان دلدارم امشب.) ) (حافظ) و گاه آن را مکر آرند برای تأکید: ((تعالی الله درون چرخ چندین مه پر از حور است این خرگه نهان از دیده اعمی.) ) یا تعالی شانه. برتر است شأن و مقام او (خدا). یا تعالی‌وتقدس برتر است منزه است (خدای): [[و آن چراغ‌های رخشنده نورانی افراخته و افروخته قدرت بی‌علت اوست تعالی‌وتقدس]] بلند شدن بس بلند شدن و بر آمدن[13]  (تَ) [ع.] ۱ – (مص ل) بلندپایه گردیدن. ۲- (اِمص.) بلندی، برتری. [14]

      برتر است: اللّه تعالی، حق‌تعالی، ایزد تعالی. ۱. بلند شدن. ۲. برتر شدن، بلندپایه شدن. [15]

      برابر آیه 89 سوره اعراف و سایر آیات قرآن پروردگار متعال در مقام تربیت، تعالی و رشد ماست و آنچه فرمان دهد عین صلاح است و هرگز او به خلاف، باطل و گناه امر نمی کند، چرا که پروردگار ما بر همه چیز احاطه علمی دارد. لذا امید و تکیه ی ما فقط به خداست. لذا برای درمان مشکلاتمان

    • بر اساس

    • دانش و اطلاعات، روش مناسب، مثبت گرایی، اعتماد به نفس و نگرش الهی

    • نسبت به

    • مشارطه، مراقبه، محاسبه، معاتبه و مرابطه

    • اقدام نموده و با متابعت، مواظبت و مداومت بر سیره و روش انبیاء و اولیاء خدا به سبک و روش زندگی سالم و استاندارد باز می گردیم. ان شاالله

       

      [1] مجموعهٔ واژه‌های مصوّب فرهنگستان زبان فارسی تا پایان سال ۱۳۸۹.

       

      [2] لغت نامه دهخدا

      [3] تاریخ بیهقی چ ادیب ص 334

      [4] وَابْتَلُوا الْيَتَامَى حَتَّى إِذَا بَلَغُوا النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُم مِّنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ وَلَا تَأْكُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَن يَكْبَرُوا وَمَن كَانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَمَن كَانَ فَقِيرًا فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا(نساء6)

      [5] فرهنگ فارسی

      [6] فرهنگ معین

      [7] فرهنگ عمید

      [8] فرهنگستان زبان و ادب

      [9] دانشنامه اسلامی

      [10] تفسیر نور ذیل آیه 256 سوره بقره

      [11] تفسیر المیزان ذیل آیه 256 سوره بقره

      [12] تفسیرنور، ج5، ص 145

      [13] فرهنگ فارسی

      [14] فرهنگ معین

      [15] فرهنگ عمید

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    fa_IRفارسی
    en_USEnglish arالعربية en_GBEnglish (UK) en_NZEnglish (New Zealand) en_ZAEnglish (South Africa) en_AUEnglish (Australia) afAfrikaans aryالعربية المغربية azbگؤنئی آذربایجان belБеларуская мова bn_BDবাংলা de_DE_formalDeutsch (Sie) de_DEDeutsch bg_BGБългарски es_ESEspañol es_COEspañol de Colombia es_MXEspañol de México es_PEEspañol de Perú es_CREspañol de Costa Rica es_PREspañol de Puerto Rico es_CLEspañol de Chile es_UYEspañol de Uruguay fr_CAFrançais du Canada fr_FRFrançais fr_BEFrançais de Belgique fa_IRفارسی